نوروز

خرید بک لینک

یکی یکی و با حوصله انگشتامو حنا گذاشته بود.فقط من نه همه دخترهای فامیل و حتا چند تا از پسرهای کوچک.فردا نوروز بود.از ذوق فردا و دیدن انگشتانم خوابم نبرده بود.بالاخره خوابیدم.صبح که بیدار شدم، نوروز آمده بود اما انگشتانم حنا نداشتند.لیلای ده ساله جا ماند در خاطرات.

کانال تلگرام...

ما را در سایت کانال تلگرام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:29

صفحه بندی